قالب وردپرس افزونه وردپرس
نشست خبری گفتمان قرانی
گفتمان در شرق

قرآن ، کتاب هدایت

The Quran, the central religious text of Islam

در خانه و زندگی همه ما قرآن هست.

در قفسه کتاب ها،روی طاقچه ، در تلفن همراه، روی میز در رایانه  و…

این همان کتابی است که خداوند بر بنده اش حضرت مصطفی –صلوات الله علیه و آله و سلم- نازل فرموده است و همان کتابی است که درباره آن فرموده هدایت است و راه را نشان می دهد.

تا اینجایش را همه بارها و بارها شنیده ایم و قبول داریم و شکی در آن نیست.

اما تا به حال از خود پرسیده اید قرآن چگونه دارد راه را نشان می دهد؟

آیا منظور از راه، ایمان به خداست و گوش دادن به حرف ولی و امام؟

یعنی خداوند برای این که به ما بگوید به او ایمان بیاوریم و به حرف ولی گوش دهیم، یک کتاب با این همه طول و تفصیل فرستاده؟ واقعا نمیشد کمی مختصر تر این مطلب را بگوید؟

آیا هدف خداوند بیان احکام عملی مورد نیاز در زندگی ماست؟ در این صورت آیا ما خود به شخصه احکام مورد نیازمان را از قرآن می گیریم؟ و اگر این وظیفه علماست پس خواندن آیات احکام برای ما چه فایده ای دارد؟

آیا قرآن کتاب داستان است؟ آیا خداوند می خواسته با زبان داستان مطالب مختلف را بگوید و یک کتاب قصه فرستاده و بعد هم نکات اخلاقیش را بر شمرده است؟

آیا منظور وارد کردن برکت در زندگی ما بوده و قرآن وسیله ای برای برکت و ثواب بردن و آرامش گرفتن است؟ یعنی خداوند کتابی برای آرامش فرستاده؟ و در این صورت چه لزومی داشته که این وسیله آرامش را در قالب کتابی بفرستد؟آن هم کتابی چندصدصفحه ای!

و اما….

لطفا نگویید قرآن فرستاده شده تا آن را بخوانیم و عمل کنیم چون در این صورت از شما خواهم پرسید: کدام خواندن و کدام عمل؟ آیا اکنون ما آن را می خوانیم یا علما می خوانند و برای ما می گویند و ما سعی می کنیم عمل کنیم؟

یعنی آیا اکنون این گونه نیست که علما می خوانند و ما در جلسه آن ها حاضر می شویم و پند می گیریم؟ یا به رساله عملیه آن ها درباره احکام برخواسته از دین عمل می کنیم؟

پس در این صورت باز هم خواندن متن قرآن جایگاهی در فرآیند عمل ما  ندارد. خواندن متن قرآن در بهترین حالت تاییدی است بر حرف علما تازه اگر در صدد تایید حرف آن ها برآییم.

از شما می پرسم، اگر علما به ما حکمی را بگویند آیا حتما از آن ها دلیل قرآنی آن را میخواهیم؟ مسلما نه! پس قبول کنید که اگر این قرآن را هم نداشتیم باز هم به حرف علما گوش می دادیم و لطفا نگویید که در این کتاب نوشته به حرف علما گوش دهید و ما چون به آن ایمان داریم به حرف علما گوش می دهیم؛ این رامی پذیرم ولی می پرسم آیا نمی شد خداوند این مطلب  را قدری خلاصه تر بگوید؟ یک کتاب طولانی برای ایمان به خدا و گوش دادن به حرف علما (ولی، امام و…)؟

و اگر این کتاب معجزه است…   به کدام نشانه معجزه است؟

آیا تنها به نشانه آرامش دادن به ما؟ و یا حاجاتی که بعضا از طریق توسل به آن می گیریم؟ یعنی نشانه ای که معجزه بودن قرآن را به ما مردم عادی نشان دهد تنها گرفتن حاجات و آرامش است؟

قدری فکر کنیم….    معجزه حقیقی قرآن در چیست؟

آن چیزی که به خاطرش دیگران نسبت سحر به قرآن می دهند چیست؟

آیا غرب و دشمنان اسلام برای این که به مردم ما نشان دهد این قرآن از طرف خدا نیست، تنها آرامش دادن آن را هدف می گیرند؟ مثلا اگر نشان دهند چیز دیگری هست که بهتر از قرآن آرامش می دهد و یا حاجت می دهد، بر قرآن غالب شده اند؟

به غیر از فصاحت و بلاغت و مضامین بلند قرآن که فهمیدنش مخصوص علماست، برای مردم عادی مثل ما، چه چیزی است که اگر دشمنان نشان دهند بهتر از آن در غیر قرآن است، قرآن شکست خورده است و دشمنان بر آن غالب شده اند؟ و ما از قرآن صرف نظر می کنیم؟

خوب که چه؟

هدف ما از طرح این سوال ها چیست؟ و یا به عبارتی پرسیدن این سؤال ها چه فایده ای دارد؟

ما این سؤال ها را می پرسیم که بگوییم برادر و خواهر گرامی! این قرآنی که در خانه، تلفن همراه، محل کار و محل تحصیل ماست برای ما و از طریق فهم مستقیم خود ما بیش از اینی که باور کرده ایم حرف برای گفتن دارد چون خود ما بیش از اینی هستیم که باور کرده ایم.

آیا خود را به درستی شناخته ایم؟

حضرت امیر(علیه السلام) از یک سو خودشناسی را برابر با خداشناسی دانسته و می فرمایند «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»؟ و ازسوی دیگر در مورد خودشناسی و ظرفیتهای انسان می فرمایند:

«اى انسان، داروى تو در درونت وجود دارد در حالیکه تو نمیدانى و دردت هم از خودت میباشد اما نمیبینی/ آیا گمان/ می کنى که تو موجود کوچکى هستى در حالیکه دنیای بزرگی در تو نهفته است؟/اى انسان، تو کتاب روشنى هستى که با حروفش هر پنهانى آشکار می شود».

انسان با موجودات دیگر تفاوت اساسى دارد؛ زیرا آنها تنها داراى بعد مادى هستند و هدف نهایى از خلقتشان رسیدن به کمال در همان بعد است، اما ابعاد وجودى انسان فراتر از بعد مادى اوست. بعد روحی انسان دارای ظرفیت بینهایت است. این کمال طبی و بینهایت خواهی در انسان یک امر فطری است. اما حرکت در مسیر بینهایت شدن ساده نیست. باید گفت قدرت فکری انسان نامحدود است. به طوری که انسان برای هر تصمیم گیری و هر تحلیلی هر چند ساده، هزاران مفهوم و اعتبار را در ذهن خودش می آورد. به عنوان نمونه برای خرید یک خودکار دهها سوال در ذهن شکل گرفته که به سرعت ذهن ما به این سوالات پاسخ داده و نهایتا تصمیم ما را شکل میدهد. هر چه که انتخابها بزرگتر شده و تاثیرشان روی زندگیمان بیشتر باشند تعداد سوالات هم بیشتر می شود. اما معیار ما برای پاسخ به این سؤالات چیست؟ از کجا مطمئن شویم که عقل ما پاسخی درست و کاملی به ما می دهد؟

پاسخی که ظرفیتهای بینهایت بالقوه من را بالفعل کرده و شکوفایی من را رقم بزند.

وقتی دقت میکنیم می یابیم که واقعا هیچ دلیلی بر صحت مسیری که در حال پیمودن آن هستیم نداریم.

با وجود ویژگی هایی که انسان و عقل انسانی دارد و نیز با توجه به واقعیت های عینی در برابر انسان و حقایق دنیایی و عوالم انسانی، فضایی که در برابر انسان قرار دارد یک فضای تاریک است، فضایی است که هر آن امکان گمراهی و ضلالت در آن برای انسان فراهم است و اگر انسان بدون تکیه گاهی مطمئن بدان مسیر ادامه دهد، در ورطه گمراهی فرو می رود. فضایی که علاوه بر تاریکی، بسیار ناامن و وحشتآفرین است.  در این فضای ظلمانی به نور احتیاج داریم، نوری که فضا را روشن کند و با آن بتوانیم راه را از بیراهه تشخیص دهیم. نوری که هدایتگر دائمی مادر این مسیر بینهایت است. نوری که می تواند به سوالات

متعدد ما پاسخی صحیح داده و ما را از سریعترین مسیر به خداوند برساند.

خداوند در آیه 122 از سوره آل عمران می فرماید

«آیا آن کس که مرده بود و ما او را زنده کرده و برایش نوری قرار دادیم که به کمک آن میان مردم راه می رود، مثل او مانند کسی است که در تاریکی هایی قرار دارد که از آن بیرون شدنی نیست؟ این چنین اعمال کافران برایشان آراسته شده است»

این نور همان قرآن است. قرآن همان نوری یست که انسان را از تاریکی های دنیا بیرون آورده و در فضایی روشن و امن وارد می کند.

خداوند در آیه 174 سوره نساء می فرماید:

«اى مردم،از جانب پروردگارتان بر شما برهانی آمد و براى شما نورى آشکار نازل کرده‌ایم»

امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «لاتطلبوا الهدی فی غیر القرآن فتضلوا:» در غیر از قرآن هدایت نجویید که گمراه خواهید شد.(امالی شیخ صدوق ص438)

اما قرآن چیست و چه ظرفیتهایی دارد؟ چگونه قرآن توانایی چنین هدایتگری را دارد؟ قرآن به کدام یک از سوالات من پاسخ میدهد؟

قرآن در همه زمینه ها سخن برای گفتن دارد، قرآن برنامه ای جامع برای تمام نیازهای من در زندگیست. معجزه اصلی قرآن در فصاحت و بلاغت آن نیست بلکه در هدایتگری آن است. قرآن راهنمایی برای تمام زمانها و مکانهاست.

قرآن برای همه کارهای انسان به او برنامه می دهد از نظامسازی، تمدنسازی، فرهنگسازی، مفهومسازی، سیاستگذاری، اقتصاد و مدیریت گرفته تا سبک زندگی، تحصیل، شغل، ازدواج، تربیت فرزند و تحلیل سیاسی و هر چیز دیگری که انسان در زندگیش به آن نیاز دارد.

یعنی قرآن به تمام سوالات ما پاسخ می دهد.

اما چگونه میتوان پاسخ سوالات خود را در قرآن یافت؟

قرآن یک کتاب صامت نیست، قرآن یک موجود زنده است. حی است. همانگونه که با یک موجود زنده برخورد می کنیم با قرآن هم باید همانطور برخورد کنیم. اما این کتاب آن گونه نیست که خودش سخن گوید بلکه باید آن را به نطق در آورد (استنطاق). امیر مؤمنان می فرمایند از این قرآن بخواهید تا براى شما سخن بگوید. اما او نخواهد گفت و من از او به شما خبر می دهم که در آن علم آینده و حدیث گذشته و دواى دردها و بیان نظم امور شماست.

استنطاق یعنى به نطق درآوردن. یعنی قرآن یک موجود زنده است که سخن می گوید. اگر کسى از قرآن طلب فهم و نطق نکند، قرآن به اجبار مفاهیم خود را به کسى ارزانى نمی کند. استنطاق و استفسار به معنى طلب نطق و آشکارى خواستن است، یعنى با سعى و کوشش و تفکر و تعمق، طلب فهم و معنا خواستن در مطلبى است.

اما چگونه میتوان قرآن را به سخن درآورد؟ به سخن درآوردن قرآن چه مراحل و مراتبی دارد؟

قدم اول این راه آن است که این گونه به این کتاب نگاه کنیم. یعنی وقتی سوره یوسف را می خوانیم باور کنیم که برای امروز و همین لحظه ما نازل شده است. در این صورت دیگر برتری برادر کوچکتر بر برادر بزرگتر برای ما یک داستان و مخصوص پیامبران نیست. در این صورت دیگر ترفند برادران برای بردن یوسف و گریه کردن آن ها دیگر جزو پر و بال دادن های شاعرانه به داستان نیست. تبدیل زندان به یک مدرسه تبلیغی خواستن از یک وسیله ی دیگر به غیر از خدا برای رهایی از زندان، نحوه فرار از معصیت خدا، نحوه پیشنهاد کاری دادن و حتی نحوه تفریح حضرت یوسف علیه السلام نحوه تعامل با پدر و مادر وقتی بر ما وارد می شوند، نحوه انجام معامله ها حتی نحوه پول در آوردن، همه و همه دیگر تنها یک داستان زیبا نیست. بلکه معرفی کننده سبک زندگی امروز ماست که وقتی اجرا می شود درزندگی ما معجزه می کند. زندگی ما را از این رو به آن رو می کند.

 

و این همان چیزی است که وقتی رخ می دهد باعث می شود نسبت سحر به قرآن داده شود زیرا بقیه از ارائه روشی که بتواند چنین تغییری در زندگی ما پدید آورد، عاجز اند.

مطلب پیشنهادی

قرآن شناسی

قرآن شناسی

معارف قرآن مجموعه کتاب‌هايي است که در آن، آیت الله مصباح به دسته‌بندي موضوعي آيات قرآن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *